الشيخ محمد هادي معرفة
50
علوم قرآنى (فارسى)
آن ميسور نمىباشد . مىگويند : وحى چون پيام الهى وسخن از ماوراى جهان طبيعت است ، نمىتواند نمايانگر مفهوم حقيقي آن باشد . زيرا واژههاى به كار رفته در لسان شريعت ، براي مفاهيمى وضع شده است كه با جهان حسّ وعالم شهود سنخيّت ( همگونى ) دارد وبا آن چه در پس پردهء غيب وجود دارد سنخيّتى ندارد واين ناهمگونى ميان اين دو گونه مفاهيم ، دلالت ألفاظ وعبارات به كار رفته در زبان وحى را از كار مىاندازد . مىگويند : پر پيدا است كه كاربرد اينگونه واژهها بر پايه استعاره وتشبيه أمور نامحسوس به اشيا محسوس نهاده شده است وهرگز نمىتواند لفظ مستعار نمايانگر كامل مفهوم مستعار له باشد . برخى زبان وحى را زبان رمز دانسته كه كشف آن براي هركس ميسور نيست . برخى فراتر رفته زبان وحى را تمثيلى وتخيّلى محض گرفتهاند كه أصلا از واقعيّتى حكايت ندارد ، جز ترسيم مجرّد ذهني همانند كتاب « كليله ودمنه » كه مطالب اخلاقى وتربيتى را در قالب تصوير ذهني در آورده است . در نتيجة نمىتوان از ظاهر تعابير كتب آسمانى ، به حقيقتي ثابت پى برد ، وبا اين شيوه خواستهاند تا برخى ناهنجارىها ( خلاف واقعيّتها كه أحيانا در اين كتب به چشم مىخورد ) توجيه كنند وبرخى اشكالات وارد بر كتب عهدين را مرتفع سازند . دنبالهروها گمان بردهاند كه مىتوان همين شيوه را دربارهء قرآن نيز به كار برد ! در جاى خود « 1 » مشروحا در اين باره سخن خواهيم گفت . در اينجا بحث مختصرى مىآوريم : زبان وحى بهويژه قرآن كريم ، بر حسب موضوع سخن ، مختلف است كه مىتوان آن را اجمالا به چهار بخش تقسيم كرد : 1 . احكام وتكاليف : كه مرتبط به رفتار انسانها وتنظيم حيات اجتماعي است . در اين بخش كاملا صريح ورسا سخن گفته است ، زيرا دستورالعملهايى است كه بايد انسانها ( مخاطبين اصلى كلام ) به خوبى درك كنند تا بتوانند به درستى انجام دهند ؛ مانند : « يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » « 2 » هر كه زبان عربى بداند ، بخوبى مىفهمد كه روى سخن در اين آية ، با همهء مردم
--> ( 1 ) التمهيد ، ج 7 . ( 2 ) بقره 2 : 21 .